استان اصفهان

جاذبه های تاریخی.فرهنگی.گردشگری استان اصفهان

 

 

جاذبه های تاریخی مذهبی

 

 استان

 

اصفهان

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388ساعت 21:55  توسط s.zamani  | 

 

آتشگاه

 

موقعيت: خيابان آتشگاه در 8 كيلومتري غرب اصفهان

 در بالاي كوه ويرانه آتشكده وجود دارد كه مربوط به دوره ساسانيان است

قديمي ترين اثر :

قديمي ترين اثري كه هم اينك از گذشته هاي دور اصفهان در اين شهر وجود دارد بنائي موسوم به آتشگاه است كه در جاده اصفهان به نجف آباد در نزديكي منارجنبان برفراز يك تپه سنگي قرار گرفته است.

اكثر مورخين اسلامي از جمله ابن خردادبه و حمداله مستوفي و ابن حوقل از اين بنا نام برده و آن را آتشكده معرفي كرده اند و دانشمندان خارجي نيز درباره آتشگاه پژوهش و بررسي كرده اند كه از جمله آنها ماكسيم سيرو و آندره گدار فرانسوي هستند.

 ويژگي بنا‌:

آنچه مهم است خشتهای تشکيل دهنده ويرانه های فعلی آتشگاه است که از نظر اندازه کمتر اثری دارای اينچنين خشت هائی است که به گفته کارشناسان اين خشت  ها از ملات همراه گل با ريگ ريزه هائی است که نی های حاشيه زاينده رود را نيز به آن اضافه می کرده اند تا استحکام بيشتری داشته باشد. بررسی دانشمندان نشان می دهد وجود کوه آتشگاه در جلگه مسطح ماربين و ساختمانی که برفراز آن ساخته شده و همچنين همجواری يکی از روستاهای بسيار قديمی اصفهان با آن (يعنی سده قديم و خمينی شهر امروز) قديمی ترين مراکز اجتماع انسانها را در حول و حوش اين تپه قديمی تأئيد می کند.

در مورد ساختمان آتشگاه:

زمان ساخت بنا را قديم تر از عصر ساسانيان می دانند. مطالعات مؤسسه (ايزمنو IZMEO) قدمت بنای آتشگاه را به دوران تمدن عيلام و حکومتی می رساند که انزان ناميده می شده است. اين نظر را مطالعات و پژوهش های انجام شده بر روی آتشکده های بر جای مانده از دوران ساسانی در نطنز و کاشان و يزد و آذربايجان و نائين تأييد میکنند چرا که در آن روزگاران آتشکده ها را بر روی کوه يا بر فراز تپه نمی ساختند بلکه آتشکده ها در مکانهايی احداث می شدند که دسترسی به آنها آسان باشد بنابراين می  توان با قاطعيت آتشگاه اصفهان را نشانه ای از حضور تمدن های قديم تر از ساسانی و سلسله های قبل از آن به شمار آورد.

از آنجا که سازه بنای آتشگاه از خشت و گل است طبعاً در برابر عوارض طبيعی آسيب پذير بوده و دچار ضايعات فراوانی شده است که عمليات استحکام بخشی و مرمتی بر روی آن انجام شده است.

 

آتشگاه

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388ساعت 21:52  توسط s.zamani  | 

 

مقبره بابا قاسم


يكي از عرفا وزهاد مشهور كه دراوائل قرن هشتم هجري دراصفهان زندگي مي كرده است بابا قاسم اصفهاني است كه پس از چند قرن مزار اوهمچنان زيارتگاه مردم اصفهان است.
درمورد كلمه بابا توضيح اين نكته ضرورت دارد كه از قرن هشتم تا دهم هجري عده اي ازعرفا وصوفيه دراصفهان زندگي مي كرده اند كه عنوان بابا داشته اند از بررسي متون تاريخي و شرح حال اين بزرگان چنين استنباط مي گردد كه اين كلمه را براي احترام و بزرگداشت به نام آنها اضافه مي كرده اند.
به هر حال بابا قاسم در مدت حيات در شهر اصفهان با عزت واحترام زندگي مي كرد و درمدرسه اي كه درمحله طوقچي بنام اوساخته بودند تدريس مي كرد.
پس از درگذشت او مريدان و شاگردانش وي را درنزديكي مدرسه اش به خاك سپردندويكي از شاگردان بنام سليمان ابي الحسن طالوت دامغاني برمزاراو مقبره وآرامگاهي بناكرد.گنبد بقعه هرمي شكل 8ترك است كه برهردو ترك آن با خط بنائي وكاشي و كاشي معرق لاجوردي برزمينه آجري اسماءالهي منقوش است.
بر گردنه گنبد هم جملات و عبارات مذهبي تكرارمي شود.بركتيبه تاريخي سردرمقبره به خط ثلث با كاشي سفيد معرق برزمينه لاجوردي وتاريخ 741نام باباقاسم و باني مقبره آمده است.
در نماي مقابل سردر به خط بنائي آجري با كاشي فيروزه اي جملاتي نقش شده است.
كتيبه اي كه درقسمت فوقاني نماي خارجي سر درمقبره نصب شده بيانگر تعميراتي است كه درسال 1044ه.ق مقارن سلطنت شاه صفي بوسيله فرد نيكوكاري بنام آقا زمان در گنبد انجام گرفته است.
بردرچوبي مقبره نيز باخط ثلث برجسته عبارات مذهبي منقوش است.
داخل بنا شبستان نفيس وبي نظيري است كه طاق آن با آجر چيني بي نظير،مقرنس كاري شده است.
دراين گنبد دوكتيبه كه باكاشي معرق ساخته شده اند ديده مي شوند
درداخل بقعه بابا قاسم يك سنگ قبر قديمي موجوداست كه اسامي چهارده معصوم بر آن نوشته شده است.اين سنگ قبر مربوط به مزار شخصي بنام پهلوان ميرزا علي است كه تاريخ 985به زبان عربي برآن نوشته شده است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388ساعت 21:44  توسط s.zamani  | 

 

مزارستان تخت فولاد

043311.jpg


يكي از مزارستانهاي بسيار مهم و معروف شهر اصفهان تخت فولاد است،اين محل علاوه بر آنكه صدها سال بعنوان گورستان عمومي شهر،اموات مردم اصفهان را درخود پذيرفته است آرامگاه ابدي شخصيت هاي ممتاز وروحانيون بزرگي است كه هريك در زمان خود ازاحترامي خاص برخوردار بوده اند.بسياري ازمحققين تاريخ قدمت تخت فولاد را به زمانهاي دورنسبت مي دهند درباره وجه تسميه آن سند معتبري دردست نيست. مي گويند فولاد ديلمي اين محل را تختگاه خود قرارداد و به اين نام معروف شد.اما آنچه محقق است اولين شخص معروفي كه در اين محل به خاك سپرده شد عارف معروف مسعود بن عبدالله البيضاوي معروف به بابا ركن الدين بود كه درسال 769 هجري قمري يعني دوران اقتدار مغولان دراين محل مدفون گرديد درآن زمان بابا ركن الدين آن قدر دربين مردم محترم بود كه اين گورستان رابابا ركن الدين ناميدند.ازآن زمان گاهي بزرگان وعلمائي كه دراصفهان وفات مي يافتند دراين محل به خاك سپرده مي شدند اما تخت فولاد گورستان رسمي شهر محسوب نمي شد.از زمان صفويه به بعد تخته فولاد به تدريج توسعه يافت و به عنوان بزرگترين گورستان شهر درآمد.
بنا به نوشته برخي از محققين درعصر صفويان تخته فولاد به قدري توسعه يافت كه چهارصد بقعه درآن ساخته شده بود.بعد ازصفويه وپس ازآن كه تسلط افغانها براصفهان به پايان رسيد تخت فولاد همچنان مورد توجه رجال و بزرگان بود بطوريكه ازآنها وصيت مي كرده اند در اين محل به خاك سپرده شوند.امروز تخت فولاد به عنوان مزارستان روحانيون ودانشمندان وبزرگان اصفهان وبعضي شهرهاي ايران زيارتگاه مردم صاحبدل است.
برخي ازدانشمندان وروحانيون برجسته اي كه دراين مكان به آرامش ابدي رسيده اند عبارتند از:ميرفندرسكي فيلسوف عظيم الشّأن عصر صفويه متوفي به سال 1050ه.ق
آقا حسين خوانساري روحاني دانشمند زمان صفويه متوفي به سال 1099ه.ق
ميرمحمداسماعيل خاتون آبادي پيشواي بزرگ مردم اصفهان درعصرصفويه متوفي به سال 1116ه.ق
حاج محمد جعفرآباده اي روحاني وعالم متقي عصرقاجارمتوفي به سال 1280ه.ق
جهانگيرخان قشقائي فيلسوف وعالم متوفي به سال 1315ه.ق
فاضل هندي دانشمند بزرگ عصر صفوي كه در فتنه افغانها درسال 1137ه ق به شهادت رسيد .دراين محل مقدس علاوه برروحانيون برجسته وبزرگواري كه نام برديم شاعران وخطاطان و هنرمندان بزرگي همچون درويش عبدالحميد طالقاني شكسته نويس بزرگ متوفي به سال 1185ه ق (واله)شاعر و خطاط بزرگ عصر قاجار
(ميرزا سليمان خان ركن الملك شيرازي )شاعر عصر قاجار نيز درتخته فولاد به خاك سپرده شده اند،هنرمندان وصنعتگران بزرگ اصفهان ازجمله :حاج مصورالملكي،صنيع زاده،نائب اسداله وتاج اصفهاني نيزدرتخت فولاد به خواب ابدي فرو رفته اند.
آنچه به تخت فولاد تقدس وارزش بيشتري مي دهد وجود گلستان شهداي اصفهان است،مكان مقدس ومتبركي كه دريك نگاه،عظمت وايثار دلاوران به خاك خفته وعاشقان اسلام را تداعي مي كند.فداكاري مردم اصفهان درجنگ تحميلي و ارادت آنان به خاندان عصمت و طهارت نشان داد كه در صدر مبارزين به حق براي اسلام و ايران تلاش نمودند.كه امروزه همگان بر آن الگوهاي ايثار و مقاومت سر تعظيم فرود مي آورند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388ساعت 21:38  توسط s.zamani  | 

 

بقعه شهشهان

                                 


در مجاورت مسجد جامع اصفهان و در محله شهشهان بقعه اي قرار دارد كه اساس ساختمان آن مربوط به زمان تيموريان است.ساختمان اين بقعه درزمان سلطان محمد بن بايسنقر نواده امير تيمور انجام گرفته است.اين بقعه،آرامگاه شاه علاء الدين محمد از سادات و بزرگان اصفهان است كه در سال 85 هجري قمري به دستور شاهرخ تيموري به شهادت رسيده است.مورخين علت شهادت اين سيد جليل القدر را ناشي از علاقه اي مي دانند كه سلطان محمد بن بايسنقر به او داشته و نزاع دو شاهزاده تيموري و تسلط شاهرخ به اصفهان موجب خشم وي و كشته شدن اين مرد بزرگ مي شود.
پس از مرگ شاهرخ و تسلّط مجدّد سلطان محمد به اصفهان به دستور وي درمدرسه و حسينيه شاه علاءالدين محمد بقعه اي بنا مي كنند و موقوفاتي نيزبراي مزاراو تعيين مي نمايند.
به هرحال بقعه ازداخل و خارج،با گچبري و كاشيكاري تزئين شده و گنبد آن دراوائل حكومت پهلوي مرمت شده است.
خطاط كتيبه اصلي بقعه،محمود نقاش خوشنويس مشهور قرن نهم هجري است كه به خط ثلث گچبري شده،اشعار و عباراتي را نوشته و به شهادت شاه علاء الدين محمد اشاره كرده است.
بر ديوار شرقي داخل بقعه شهشهان اشعاري به خط نستعليق سفيد نوشته شده است.
برديوارشمالي داخل بقعه نيزكتيبه اي است كه با گچبري به خط ثلث سفيد برزمينه قهوه اي و سبز و قرمزبه تاريخ 1013هجري قمري به وسيله صحيفي فارسي كتابت شده است.
مفاد اين كتيبه به اقدامات بانوي نيكوكار اشاره ميكند كه نام او خانم سلطان بوده است.همچنين عبارات اين كتيبه بيانگر تعميراتي است كه در زمان شاه عباس اول صفوي دربقعه انجام گرفته است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388ساعت 21:34  توسط s.zamani  | 

 

امامزاده شاهزيد


در محله قديمي تل واسكان اصفهان امامزاده اي است كه از نظر معماري و تزئينات كاشيكاري مخصوصاً گنبد آن د رعداد بناهاي نفيس و جالب اصفهان به شمار مي رود..
شاردن پس از توصيف قسمت هاي شرقي اصفهان مي نويسد:از آنجا به شاهزيدمي رسيم كه وجه تسميه آن وجود خانقاهي است كه به افتخار يكي از پسران امام حسن د راين محله بر پا شده است.
ساختمان اين بقعه در اواخر قرن دهم هجري و دوران صفويه و به سال 994 هجري قمري ساخته شده اما در زمان سلطنت شاه سليمان صفوي در سال 1097 هجري قمري مرمت هائي در آن انجام گرفت. با توجه به اين دو تاريخ برخي محققين و پژوهشگران مي گويند اين بنا در زمان سلطنت سلطان محمد خدابنده (پدر شاه عباس)ساخته شده اما تزئينات كاشيكاري گنبد د ردوران حكومت شاه سليمان انجام شده است.
در نماي خارجي اين گنبد به خط بنائي سه رگي مشكي و فيروزه اي د رزمينه آجري آيات قرآن نوشته شده و تاريخ 1314و 1315 شمسي را بر خود دارد.برلنگه چپ در مقبره با خط ثلث برجسته نام صحيفه جوهري و تاريخ 994 هجري قمري به چشم مي خورد.
آنچه ارزش اين بنا را مضاعف مي كند وجود نقاشي هاي ديواري جالبي است كه ديوارهاي شبستان گنبد دار آن را پوشانيده است. موضوع اين نقاشي ها وقايع مذهبي است كه د رقرن 14 هجري نقاشي شده اند.


 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388ساعت 21:23  توسط s.zamani  | 

 

آرامگاه آقاحسين خوانساري (قبه العلما)

 


در مزارستان تخت فولاد ودر ساحل جنوبي زاينده رود مزارمرحومين آقاحسين خوانساري وفرزندش آقا جمال خوانساري وتعداد ديگري ازعلما قراردارد.آقا حسين و فرزندش از رجال وروحانيون برجسته عصر صفوي هستند كه به لحاظ تأليفات متعدد و تربيت شاگردان مستعد در جهان اسلام شهرت دارند.مخصوصاًآقا حسين د ردربار شاه سليمان صفوي از نفوذ و احترام بسياري برخوردار بود و اكثر فضلا و روحانيون بزرگ آن عصرمحضردرس او را درك كرده اند.
آرامگاه شامل بقعه و گنبدي بر آن است . سر در آرامگاه با كاشي هاي خشت هفت رنگ به خط ثلث تزئين شده است. قسمت فوقاني كتيبه از بين رفته و به علت مرور زمان و عوامل جوي نابود شده است.بسياري از محققين عقيده دارند اين آخرين بقعه اي است كه درزمان صفويه بر روي آرامگاه يكي ازدانشمندان ساخته شده است.در داخل بقعه تعداد ديگري ازعلماء ودانشمندان عصرصفوي ودوره هاي بعدبه آرامش ابدي رسيده اند به همين جهت اين مجموعه به قبة العلماء نيزمعروف است.
نماي داخلي با تزئينات گچي به سبك صفويه تزئين شده ونماي خارجي گنبد وديوارهاي بقعه با كاشي هاي زيبا و نفيس تزئين شده است.


+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388ساعت 21:15  توسط s.zamani  | 

 

كليساي‌ هاكوپ‌ و كليساي‌ مريم‌

 


كليساي‌ هاكوپ‌ نخستين‌ كليساي‌ بناشده‌ در جلفا مي‌باشد و تاريخ‌ بناي‌ آن‌ سال‌ 1604 ميلادي‌ است‌. اين‌ كليسا در ميدان‌ جلفا و در حياط‌ كليساي‌ مريم‌ مقدس‌ قرار دارد. كليساي‌ مريم‌ (خواجه‌ عابد) از كليساهاي‌ زيباي‌ جلفا به‌شمار مي‌رود كه‌ در سال‌ 1613 ميلادي‌ به‌ سرمايه‌ي‌ خواجه‌ اُدويك‌ بنا گرديده‌ است‌. خواجه‌ ادويك‌ خود نيز در كليسا به‌ خاك‌ سپرده‌ شده‌ است‌. كليسا از نقاشي‌هاي‌ ديواري‌ و كاشي‌ هفت‌رنگ‌ در درون‌ نمازخانه‌ بهره‌مند است‌.
 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388ساعت 21:1  توسط s.zamani  | 

کلیسای وانک.محله جلفا.اصفهان

 

كليساي‌ وانك‌

 


اين‌ كليسا در خيابان‌ نظر شرقي‌، كوچه‌ي‌ كليسا قرار دارد و عنوان‌ كليساي‌ جامع‌ را دارد. بناي‌ نخستين‌ آن‌، نمازخانه‌اي‌ به‌ نام‌ آمناپرگيچ‌ بوده‌ كه‌ در سال‌ 1606 ميلادي‌ بنا شده‌ و در سال‌ 1655 بازسازي‌ و گسترش‌ آن‌ به‌ شكل‌ امروزين‌، با گنبدي‌ بلند و دوپوش‌ صورت‌ گرفته‌ است‌ و كليساي‌ وانك‌ نام‌ گرفته‌ است‌. فضاي‌ زيرگنبدخانه‌ كه‌ گنبد بلندي‌ برابر با 38 متر دارد را نمازخانه‌ي‌ كليسا تشكيل‌ مي‌دهد و در درون‌ آن‌، از نقاشي‌هاي‌ ديواري‌ بسيار زيبايي‌ بهره‌مند است‌ كه‌ داستان‌هاي‌ تورات‌ و انجيل‌ را به‌ نمايش‌ گذاشته‌اند. در اين‌ نقاشي‌ها، نفوذ هنر نقاشي‌ ايتاليا و هلند به‌ خوبي‌ پديدار است‌. افزون‌ بر نقاشي‌هاي‌ ديواري‌، تزيينات‌ گل‌ و بوته‌ و كاشي‌كاري‌هاي‌ زيبايي‌ را مي‌توان‌ افزود كه‌ با تزيينات‌ طلاكاري‌ نيز آراسته‌ شده‌اند.
در شمال‌ حياط‌ كليسا، كتابخانه‌ي‌ كليسا (با نزديك‌ به‌ 10000 جلد كتاب‌)، بناي‌ يادبود شهداي‌ ارمني‌ (در كشتار اين‌ قوم‌ به‌ دست‌ دولت‌ عثماني‌ در سال‌ 1915) و تماشاگه‌ كليسا قرار دارد. اين‌ تماشاگه‌، كهن‌ترين‌ كتاب‌هاي‌ چاپ‌ شده‌ در اصفهان‌ را همراه‌ با فرمان‌ پادشاهان‌ صفوي‌ تا پايان‌ دوران‌ قاجار را با اشياي‌ ارزنده‌ي‌ ديگر به‌ نمايش‌ مي‌گذارد. مركز خليفه‌گري‌ ارمنيان‌ جنوب‌ ايران‌ و اصفهان‌ نيز در گوشه‌ي‌ خاوري‌ كليسا قرار دارد. در فضاي‌ داخل‌ كليسا شمار 64 سنگ‌ قبر قرار دارد كه‌ از آن‌ اسقف‌هاي‌ اعظم‌، كشيشان‌، راهبان‌، كنسول‌هاي‌ روس‌ و انگليس‌، سياست‌مداران‌ و پزشكان‌ مي‌باشد.


+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388ساعت 12:53  توسط s.zamani  | 

 

مسجد حکیم

                       

                              مسجد حکيم اصفهان

 

از جمله مساجد بسيار جالب ومشهورعصر صفوي مسجد حكيم اصفهان است كه كاشيكاريهاي زيبا و خطوط متنوع كار اساتيد نامدار عصر صفويه آنرا در عداد يكي از شاهكارهاي معماري اسلامي قرار داده است.اين مسجد با شكوه درمحل مسجدي واقع شده كه در دوران حكومت ديالمه آنرا جورجير مي ناميده اند و چون در انتهاي بازار رنگرزان واقع بوده به جامع رنگرزان نيز معروف بوده است امروز جز سردر اين مسجد اثري بر جاي نمانده است.در نماي اين سر در اختلاف سطح ها را با نوعي اندود پر كرده بودند كه پس از زدودن اندودها طرح هاي بسيار جالب توجهي نمودار گشته است.اين سر در نفيس و با شكوه با هزار سال قدمت يكي از آثار طراز اول صدر اسلام به شمار مي رود.مسجد حكيم در زمان سلطنت شاه عباس دوم صفوي ساخته شده است علت نامگذاري اين مسجد به حكيم اين بوده كه باني مسجد (محمد داوود )نامي بوده كه به طبابت اشتغال داشته و حكيم داوود ناميده مي شده است .

کتيبه سردر شمالي مسجد كه به خط ثلث سفيد بر زمينه كاشي لاجوردي است بيانگر اين مطلب است كه خطاط اين كتيبه محمد رضا امامي خوشنويس نامدار عصر صفوي است و تاريخ آن 1073 هجري قمري يعني سال اتمام مسجد است .درطرفين اين سردر در دو لوحه كوچك با خط نستعليق سفيد بر زمينه لاجوردي رنگ،سازنده اين سر در زيبا و نفيس به نام محمد علي بن استاد علي بيك بنا اصفهاني معرفي شده است.بر سر در شرقي مسجد حكيم با خط نستعليق سفيد بر زمينه كاشي لاجوردي سال شروع ساختمان مسجد يعني 1067 هجري قمري نوشته شده است.

مسجد حكيم شبستان مسقف و زيبائي دارد كه درسمت مغرب واقع شده و داراي محراب بسيار نفيس و جالبي مي باشد كه كتيبه آن به خط ثلث سفيد بسيار عالي نوشته  شده است.يكي از دلايل شهرت مسجد حكيم علاوه بر فرم و ساختار كلي مسجد كه آنرا در عداد يكي از بهتري بناهاي مذهبي ايران در آورده است وجود خطوط بنائي در گوشه هاي اين اثر نفيس و كم نظير است.

قسمت گنبد و مقصوره و شبستانهاي طرفين مسجد حكيم در دو مرحله ساخته شده است. مرحله اول همزمان با ساخت مسجد در عهد صفويه و مرحله ديگر در زمان گسترش مسجد در دوره هاي بعد از صفويه بود.با احداث خيابان حكيم و نمايان شدن جبهه غربي مسجد بر تعداد گردشگراني كه اين ساختمان را مورد بازديد قرار مي دهند افزوده شده است.  

                      

                   

 

 

                   

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388ساعت 12:40  توسط s.zamani  | 

 

مسجد علیقلی آقا


درمحله بید آباد اصفهان نزدیک چهارسوی قدیمی مجموعه بناهائی وجود دارد که بنام علی قلی آقا مشهوراست.علیقلی آقا یکی از خواجه سرایان نیکوکار زمان شاه سلطان حسین صفوی بود که در زمان حیات،مسجد و بازار و سرا و چهارسوی زیبائی بنام خود ساخت.
در جلو مسجد علی قلی آقا مادی فدا یا فدن عبور می کند و سر در مسجد به طرف مغرب است .مسجد صحن نسبتاً کوچک و زیبائی دارد و شبستان آن با کاشی هائی از نوع گره کاری تزئین شده است.
کتیبه سردر به خط ثلث قهوه ای رنگ به خط علی نقی امامی و تاریخ 1122هجری قمری است.در این کتیبه به نام شاه سلطان حسین و علی قلی آقا اشاره شده است.
شبستان زیبا و نفیس مسجد در شرق حیاط قراردارد و بر کتیبه آن با خط نستعلیق سفید بر زمینه کاشی لاجوردی اشعاری نوشته شده است.مفاد این اشعار حاکی از این است که شبستان در سال 1297هجری قمری در زمان سلطنت ناصر الدین شاه قاجار به مسجد الحاق شده است.خطاط این کتیبه عبد الجواد و استاد کاشیکار آن محمد اسماعیل است.در جنوب ایوان محراب زیبائی است که ازاره آن سنگ مرمر و دیوارهای بالا با کاشی کاری معرق تزئین شده است.
مسجد علیقلی آقا یکی دیگر از آثار نفیس اواخر عصر صفوی است که به همت و پایداری افراد نیکوکار ساخته شده است.این مسجد به لحاظ خطوط زیبای ثلث و نستعلیق مربوط به عصر صفویه و قاجار و کاشی کاری نفیس یکی از بناهای ارزشمند اصفهان به شمار میرود .

 


+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388ساعت 12:9  توسط s.zamani  | 

 

مسجدشيخ لطف اله

 


در ضلع شرقي ميدان نقش جهان و روبروي كاخ عالي قاپو،مسجدي واقع شده كه در دوران صفويه آنرا مسجد صدر و فتح اله نيز مي ناميدند .
آنچه مسجد شيخ لطف اله را در عداد در نمونه هاي هنر ايراني اسلامي قرار مي دهد،اندازه كوچك و هماهنگي آن با بناهاي اطراف ميدان است.
سر در زيبا وپر كار مسجد در سال 1012ه.ق به پايان رسيد اما بقيه مسجد و تزئينات كاشيكاري أن تا سال 1028ه.ق به طول انجاميد.
كتيبه سردر كه به خط ثلث بسيار زيبا با كاشي سفيد معرق بر زمينه لاجوردي نوسته شده سال 1012و امضا عليرضا عباسي خوشنويس بر جسته عصر صفوي را نشان مي دهد .
نكته اي كه محققين و پژوهشگران وسياحان بر أن متفق القولنداختصاصي بودن مسجد شيخ لطف اله است.اين نكته را استثنائي بودن مسجد يعني عدم صحن ومناره كه در تمامي مساجد اسلامي جزءلاينفك بنا است تائيد ميكند.
عدم وجود صحن ومناره در اين مسجد باعث شده تا رواقي پوشيده از كاشيكاري زيبا و استادانه و پر كار فضاي مسجد را به گنبد مربوط كند.
اين مسجد را شاه عباس اول به احترام و افتخار شيخ لطف اله جبل عاملي روحاني شيعه آن روزگار كه از لبنان به ايران آمده بود ساخته است تا به عبادت اهل حرم و خود وي اختصاص داشته باشد.مدرسه اي نيز در كنار اين مسجد براي تدريس اين دانشمند برجسته ساخته شده بود كه امروزه اثري از آن نيست.
از ويژگي هاي اين مسجد چرخش 45درجه اي است كه از محور شمال به جنوب نسبت به محور قبله دارد .اين گردش كه در اصطلاح معماران سنتي ايران (پاشنه)ناميده مي شود چنان ماهرانه صورت گرفته كه به هيچ روي توجه بيننده را جلب نميكند.
اين چرخش باعث شده تا بازديد كننده پس از گذشتن از مدخل تاريك وبعد از عبور از راهرو طويل متصل به آن به فضاي اصلي و محوطه زير گنبد وارد شود.
گنبد كم ارتفاع مسجد حاوي خطوط اسليمي است كه به طرز با شكوهي بر زمينه خاكي رنگ گنبد گسترده شده هماهنگي بي نظيري را در نقش و طرح و رنگ به نمايش مي گذارد.
محراب بي بديل مسجد شيخ لطف اله كه تاريخ 1028و امضا محمد رضا بن استاد حسين بنا اصفهاني را بر خود دارد از شاهكارهاي معماري و هنر ايراني اسلامي است كه هر بيننده را به اعجاب و تحسين وا مي دارد.
.در ضلع شرقي و غربي مسجد اشعاري به زبان عربي به خط ثلث است كه سراينده آنهارا شيخ بهائي مي دانند.
در جلو مسجد حوض 8گوش بسيار زيبائي وجود داشته كه پيوسته لبريز از آب بوده است كه آنرا در اواخر دوره قاجار خراب كرده اند.
وجود كتيبه هاي نفيس و طره هاي سر در كه در درون گلدان مرمرين جاي مي گيرند آنچنان زيبائي جاودانه بر ذهن بيننده بيدار مي كنند كه اين يقين براي او حاصل مي شود كه معماري اين اثر الهامي بوده است.
زيرا داراي حالت ويژه و منحصر بفرد نماز انسان با خداوند است.


 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388ساعت 11:49  توسط s.zamani  | 

 

مسجد جامع اصفهان

 

مسجد جامه عتیق (مسجد جمعه

 

قديمي ترين بناي تاريخي اصفهان را بايد مسجد جمعه يا مسجد جامع اصفهان تلقي كرد.
سيماي فعلي مسجد عمدتاً مربوط به اقدامات دوره سلجوقي است اما تعميرات و الحاقات آن به دوران هاي بعد بخصوص عصر صفويان مربوط مي شود.
اما در كاوش هاي باستان شناسي مراحل قبل از سلجوقي هم بدست آمده كه به دوران آل بويه وقرن سوم هجري باز مي گردد.
در همين كاوش ها آثار قبل از اسلام نيز كشف شده است.
مسجد داراي ورودي هاي متعدد است كه هر يك فضاي مسجد را به بخش هائي از پيرامون آن مربوط مي كند اين ورودي ها همه در يك زمان ساخته نشده اند و هر يك در مقطعي از تاريخ و در ارتباط با ساختمان درون و بيرون بنا بوجود آمده اند.
گذرها و معابري كه در گرداگرد مسجد وجود دارند
بيانگر ارتباط گسترده اي است كه مسجد با بافت قديم شهر دارد.
مسجد جامع اصفهان با نقشه چهار ايواني بنا شده و از آنجا كه ابداعات هنري و معماري 15قرن دوران اسلامي را در خود گرد آورده است يكي از بهترين آثاري به شمار مي رود كه در دنياي امروز شهرت دارد.
با توجه به منابع و مآخذ مختلف اين نكته مشخص مي شود كه مسجد جامع در طول زمان به سبب آتش سوزي و جنگ هاي نتعدد وناآرامي هاي دورانهاي مختلف آسيب فراوان ديده و دوباره بازسازي و مرمت شده است.
چهار ايوان اطراف مسجد مشخص كننده شيوه مسجد سازي ايرانيان است كه پس از احداث آن در ساير مساجد نيز رواج يافته است.
اين ايوانها كه به نامهاي صفه صاحب در جنوب صفه درويش در شمال صفه استاد در مغرب صفه شاگرد در مشرق ناميده مي شوند با تزئينات مقرنس سازي و كاربندي يكي از فنون بسيار جالب معماري ايران را بيان مي دارد .
نماي داخلي صحن مسجد و كاشيكاري هاي آن مربوط به قرن نهم هجري است كه احتمالاً مناره ها نيز مربوط به همين زمان مي باشند. بطور كلي بناي كنوني مسجد جامع اصفهان شامل بخشهاي زير ميباشد:
شبستان مسجد :اين شبستان كه بر ستونهاي مدور استوار است با گچبري هاي بسيار زيبا تزئين شده است .
اين قسمت مربوط به عصر ديلميان است.
گنبد و چهل ستون هاي اطراف آن كه در ايوان جنوبي مسجد واقع شده ودر فاصله سالهاي 465تا 485هجري قمري بنا شده است.
اين گنبد كه در زمان سلطنت ملكشاه سلجوقي ووزارت خواجه نظام الملك ساخته شده از نمونه هاي نادرساختمانهاي عصرسلجوقي است.
ايواني كه در جلوي اين گنبد آجري واقع شده در اوايل قرن ششم هجري بنا گرديده و سقف آن از مقرنس ها ي درشت تركيب شده است.
اين گنبد داراي زيبا ترين طرح هاي تزئيني ساخته شده از آجر و گچ مي باشد .
گنبدي كه در بخش شمالي حياط مسجد واقع شده و قرينه گنبد خواجه نظام الملك است در سال 481بنا گرديده است احداث اين گنبد را به ابوالغنائم تاج الملك يكي ديگر از وزراي عصر سلجوقي نسبت مي دهند.
ايوان معروف به صفه صاحب كه در دوران سلجوقي ساخته شده و تزئينات آن مربوط به عصر قراقويونلو وصفوي است.
در اين قسمت كتيبه هائي از دوران هاي مختلف از جمله صفويان به چشم مي خورد.
ايوان غربي معروف به صفه استاد كه درعصر سلجوقي بنا شده ودر دوره صفويان با كاشيكاري تزئين شده است.
در اين صفه علاوه بر خطوط ثلث و نستعليق كه به تاريخ 112هجري قمري و در زمان سلطنت شاه سلطان حسين كتابت شده عباراتي به خط بنائي بسيار زيبا و با امضاء محمد امين اصفهاني نوشته شده است.
با مطالعه اين عبارات و دقت در خطوط بنائي اين ابيات بسيار زيبا مشخص مي گردد:
چون نامه جرم ما بهم پيچيدند بردند وبه ميزان عمل سنجيدند
بيش از همه كس گناه ما بود ولي مارابه محبت علي بخشيدند
روبروي اين ايوان صفه شاگرد قرار دارد كه در عصر سلجوقي بنا شده ودر قرن هشتم و يازدهم هجري قمري در دوران حكومت ايلخانان وصفويه تزئيناتي به آن اضافه شده است.
اين ايوان فاقد تزئينات كاشيكاري است و با مقرنس هاي آجري تزئين شده است.
در اين ايوان سنگ مرمر يكپارچه نفيسي است كه در اطراف و بالاي آن لوحه هاو كتيبه هائي نوشته شده است.
در منتهي اليه ضلع شرقي مسجد جمعه،صفه عمر واقع شده كه كتيبه تاريخي هلال ايوان آن به سلطنت سلطان محمود آل مظفر اشاره مي كند.تاريخ اين كتيبه 768هجري قمري است و خطاط آن عزيز التقي الحافظ مي باشد.
در سقف اين صفه خطوط تزئيني و تاريخي به چشم مي خورد كه با خط بنائي عبارات مذهبي و سازنده بنا بنام مرتضي بن الحسن العباسي الزينبي نوشته شده است.
علاوه بر آن در اين صفه نام استادكاران ديگر همچون حسن كاروان كاشيكار و كوهيار الابرقوهي خطاط كتيبه محراب صفه به چشم مي خورد.
در شمال ايوان استاد شبستان كوچكي قرار دارد كه زيباترين محراب گچ بري مسجد را در بر دارد. اين شبستان كه به مسجد الجايتو نيز معروف است داراي محرابي است كه به مثابه گوهري تابناك از هنر ايراني در جهان از شهرتي عظيم برخوردار است.بر اين محراب زيبا نام سلطان محمد خدابنده ايلخان مشهوري كه قبل از تشرف به اسلام لقب الجايتو را داشت و بعد از مسلمان شدن خود را خدابنده ناميد و وزير دانشمند او محمد ساوي و سال ساختمان آن يعني 710هجري قمري به چشم مي خورد.
زيباترين منبر منبت كاري موجود در مسجد جمعه اصفهان نيز دراين مسجد قرار دارد كه سال ساخت آن ذكر نشده است.
از مسجد اولجايتو به شبستان زمستاني بيت الشتاءمي رسيم كه به موجب كتيبه سردر آن در زمان تيموريان به دستور عماد بن مظفر ورزنه اي ساخته شده است.به همين علت به شبستان عماد نيز معروف است.اين شبستان با شكوه داراي ستون هاي قطور كوتاه و اتاقهاي خيمه اي شكل است.در وسط هر چشمه طاق يك قطعه سنگ مرمرشفاف نصب شده كه نور شبستان را تأمين مي كند.
شبستان جنوب شرقي مسجد كه احتمالاًكتابخانه عظيم و مشهور خواجه نظام الملك را در بر داشته در بمباران شهر اصفهان تخريب گرديده كه مجدداًبه شيوه اول بازسازي شده است.
اين اثرنفيس وبا شكوه به علت در برداشتن نمونه هاي گوناگون ادوار مختلف اسلامي ازنظرفني و هنري اهميت بسياري داشته و از شهرت جهاني برخوردار است.
به طور كلي به همان اندازه كه ميدان نقش جهان و عمارات تاريخي اطراف آن يادآور معماري و هنر دوران صفوي است مسجد جمعه و محلات پيرامون آن افسانه زندگي در عهد سلجوقيان و روزگار پيش از آن را بيان مي دارد.

 

'مسجد جامع ،قديميترين بناي تاريخي اصفهان'

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388ساعت 22:30  توسط s.zamani  | 

مسجد امام

 

مسجد امام


در منتهي اليه جنوبي ميدان نقش جهان مسجدي برپاست كه نمونه ارزنده اي از معماري قرن 11هجري به شمار مي رود.ساختمان مسجد در سال 1019 هجري قمري برابر با1611ميلادي شروع شد و در سال 1038ه.ق برابر با 1611ميلادي به پايان رسيد .اين مسجد بعنوان يك بناي عمومي براي استفاده مردم ساخته شد.
سر در زيبا و با شكوه مسجد با كاشي معرق است اما بقيه قسمت ها با كاشي خشت تزئين گرديده است بسياري از محققين ومطلعين تاريخ صفويه علت اينكه كاشيهاي سر در با داخل مسجد تفاوت دارند را در عجله اي مي دانند كه شاه عباس اول در اتمام مسجد داشت .
معمار مسجد استاد علي اكبر اصفهاني معمار بر جسته عصر صفوي است كه نام او در كتيبه بالاي سر در آمده است.مسجد در عصر صفويه به نامهاي مسجد مهديه ,مسجد المهدي و در كتب و سفر نامه ها مسجد جامع عباسي و مسجد سلطاني ناميده مي شد ومسجد شاه نيز يكي ديگر از اسامي مسجد بود.
سر در ورودي رفيع وبا شكوه مسجد با مناره هاي طرفين بر زيبائي بنا مي افزايد.اين سر در با كاشي هاي تزئيني چند رنگ همراه با نقوش گل و گياه و پرنده و مقرنس هاي پوشيده از كاشي هاي معرق با معرق با نقش هاي متنوع و زيبا تزئين شده است.
در بالاي كتيبه سر در غرفه اي است كه كاشي كاري آن بسيار جالب توجه است .شكل دو طاووس كه در طرفين يك گلدان قرار گرفته و با كاشي هاي معرق تزئين شده اند از ديدني هاي مسجد به شمار مي روند.
در اصلي مسجد د ر زمان سلطنت شاه صفي جانشين شاه عباس اول نصب شده است.قطعه اي كه با مصراع (شد در كعبه در سپاهان باز)با خط نستعليق بسيار زيبا بر در نوشته شده ماده تاريخ نصب اين در يعني سال1047هجري را بيان مي دارد.در قسمت هاي مختلف لوحه هائي به چشم مي خورند كه بيانگر بخشودگي برخي از مالياتها در دورانهاي مختلف است.در دوگوشه جنوب شرقي و جنوب غربي مسجد دو مدرسه قرار دارند كه اولي را بدليل تعميرات عصر ناصرالدين شاه قاجار مدرسه ناصري و ديگري را كه زمان شاه سليمان صفوي مرمت شده مدرسه سليمانيه مي نامند.سنگ مشهور به سنگ شاخص كه در چهار فصل ظهر شرعي را نشان مي دهد در مدرسه سليمانيه قرار دارد. محاسبه و تعبيه و نصب اين سنگ از ابتكارات و ابداعات شيخ بهائي دانشمند بي نظير عصر شاه عبس اول است.ايوان سر پوشيده شمال مسجد فضاي وسيع و بلندي است كه سرتاسرآنرا كاشيكاري بسيار زيبائي فراگرفته است. گنبد با عظمت و رفيع مسجد كه بصورت دو پوش ساخته شده بر روي اين صحن قرار دارد.اين گنبد را بزرگترين و پر كارترين و استادانه ترين آثار معماري قرن 11 هجري مي دانند.
از خصوصيات اين گنبد كه حدود 54متر ارتفاع دارد انعكاس صدا است.و اين به خاطر دو پوش بودن گنبد و فضاي 16متري بين گنبد دروني و بيروني است .
در همين صحن منبر سنگي مرمري يكپارچه نفيسي واقع شده كه از شاهكارهاي سنگ تراشي آن روزگار است.
اين صحن بوسيله دو دهانه عريض به شبستان مجاور راه دارد .سطح نماي داخلي اين دو شبستان نيز پوشيده از كاشي كاري و كتيبه هاي نفيس و زيباست. در دو سوي ايوان جنوبي مسجد دو شبستان وسيع ساخته شده كه مجموعه اي از ويژگي هاي معماري پيشرفته قرون 10و11 هجري را به نمايش مي گذارند.
طبقه فوقاني كه در قسمت شمالي مسجد واقع شده داراي غرفه هائي كه در دوران صفويه به محل زندگي طلاب علوم ديني اختصاص داشت.
مسئله اي كه در مسجد امام جلب توجه مي كند و اكثر سياحان و جهانگردان نيز به آن اشاره كرده اند و معماران و مهندسين نيز آنرا يكي از استادانه ترين شگردهاي معماري به حساب آورده اند مسئله رعايت جهت قبله در مسجد است،.سازندگان مسجد طوري سر در را درست كرده اند كه با عبور از ميان ايوان ورودي بدون اينكه احساس شود،نيم چرخي به سمت راست زده مي شود . در حقيقت معمار بر جسته اين اثر با يك زاويه 45درجه مسجد را در جهت قبله قرار داده است.
همانطور كه گفته شد كتيبه هاي موجود در مسجد علاوه بر آنكه شاهكارهاي هنر خوشنويسي و بخصوص خط ثلث را به نمايش مي گذارند برخي وقايع تاريخي را نيز بيان مي دارند.
بطور كلي مسجد امام اصفهان با مناره هاي رفيع و ايوانهاي سر به فلك كشيده و شبستانهاي عالي و محراب هاي نفيس و همچنين با طرح يكپارچه و متوازن خود از شاهكارهاي بي نظير و مسلم معماري زمان صفويه است.مسجدي كه در عصر خود از عجايب زمان بوده ودر حقيقت نيز به دليل زيبائي طرح ،عظمت،ابعادو شكوه و جلال كاشيكاري هايش چنين است و ستاره درخشان هنر عصر صفوي است.


 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388ساعت 22:20  توسط s.zamani  | 

تاریخچه وموقعیت جغرافیایی استان اصفهان

 

نزديک به هزار سال پيش از اين ناصر خسرو شاعر ازاده ي ايران در سفرنامه ي خود نوشته است:«در همه ي زمين پارسي گويان شهري نيکوتر و جامع تر و ابادان تر از اصفهان نديدم و اندرون شهر همه ابادان که هيچ از وي خراب نديدم»هم اکنون نيز شهر اصفهان يکي از شهر هاي بزرگ و پرجمعيت  و اباد ايران است . که از دو جهت شهرت و اهميت دارد. يکي بناهاي تاريخي ان که اصفهان را در همه ي جهان مشهور و پراوازه ساخته و جهان گردان را از سراسر گيتي مشتاق ديدار خويش گردانيده است.ديگر هواي معتدل اصفهان که د ر هر فصل بنا به اقتضاي همان فصل هوايي خوش و مطبوع دارد چنان که در همان سفرنامه ي ناصر خسرو مي خوانيم:«اصفهان شهري است  بر هامون نهاده  اب و هواي خوش دارد و هر جا که در گز فرو برند  ابي سرد خوش بيرون ايد»مسجد ادينه اي که در زمان ناصر خسرو در ميان شهر قرار داشت و شرح ان در سفرنامه امده است هم اکنون تقريبا در شمال شرقي شهر قرار دارد  و مجموعه اي از معماري قرون و اعصار است که در کمتر جايي از دنيا مي توان نظير ان را پيدا کرد. گرچه اصفهان امروز با اصفهان روزگاران گذشته بسيار فرق کرده است اما مسجد ها -مدرسه ها-کاروان سرا ها -حمام ها - پل ها -کوشک ها و ديگر بناهايي که از گذشته در ان باقي ماده حکايت از اين دارد که به راستي اين شهر زماني يکي از شهر هاي زيبای مشرق زمين بوده است.
در زمان صفويه که اصفهان پايتخت ايران شد بر شهرت و اعتبار ان افزوده گشت.دانشمندان و عالمان دين در ان اقامت گزيدند.هنرمندان مجال هنر افريني يافتند درشهر  قصر ها و مساجد بزرگ ساخته شد تا جايي که مايه ي رشک شهر هاي جهان گرديد و به ان لقب (نصف جهان(دادند.
اصفهان خرمي و سر سبزي  خود مديون زاينده رود است.بر روي اين رود که از ارتفاعات زردکوه سر چشمه مي گيرد پل هاي متعددي ساخته اند که بعضي از ان ها بسيار اهميت دارد.مانند : پل الله وردي خان (سي وسه پل)و پل خواجو که از نمونه هاي عالي معماري جهان است.ان سوي زاينده رود بنا هاي تاريخي زيادي بوده که بيش تر ان ها از ميان رفته است اما کليساي تاريخي اصفهان موسوم به کليساي (وانک)هنوز هم پا بر جا و مورد استفاده ي مسيحيان ارمني است که در جلفاي اصفهان ساکن اند.اين کليسا نيز يکي از نمونه هاي برجسته ي هنر معماري ايراني است.در ميان شهر نقش جهان-که امروزه ان را ميدان امام خميني مي خوانند.-قرار دارد. اين ميدان در چهار سوي خود مسجد با شکوه امام خميني,مسجد زيبا و پر رمز راز شيخ لطف الله ونيز عمارت عالي قاپو و سردر بازار قيصريه را جاي داده است. به فاصله کمي از اين ميدان.کاخ چهل ستون بنا شده است. بيرون اتاق ها و تالار هاي اين کاخ در ايوان جلوي عمارت بيست ستون زيبا خود نمايي مي کند . جلوه ي تصوير اين بيست ستون در اب استخر,بنا را به چهل ستون مشهور ساخته است . در اصفهان علاوه بر بنا هاي تاريخي و اب هواي خوش به هنرمندان و صنعتگران زبردستي بر مي خوريم که هر يک چشم و چراغ جهان هنر و صنعت اند.پارچه هاي قلم کاري و قاب هاي خاتم و ظروف مينا کاري و قلم زني و قالي هاي خوش نقش و نگار همه از اثار هنري و صنعتي اين شهر زيباست.
مردم اصفهان به هوش و درايت و موقع شناسي و ذکاوت مشهورند.شهر اصفهان  در طي تاريخ پر فراز و نشيب ايران دست خوش حوادث گوناگون شده گاهي پايتخت بوده و گاهي مورد هجوم اقوام وحشي و غارتگر قرار گرفته است.
اصفهان پيوسته مهد پرورش دانشمندان بوده است.در گذشته دانشمنداني چون شيخ بهايي-ملاصدرا-ميرداماد-علامه ي مجلسي و در عصر ما مردان نام اوري چون محمود فرشچيان و جلال الدين همايي چراغ علم و هنر را در اين شهر فروزان نگاه داشته اند.
مردم اصفهان در انقلاب اسلامي ايران نيز سهم عمده اي دارند و در طول جنگ تحميلي شهداي بسياري به اسلام و ميهن اسلامي تقديم کرده اند.

 

نقشه استان اصفهان به تفكيك شهرستان

 

 

اصفهان در یک نگاه

اصفهان به لحاظ واقع ‏شدن در مركز جغرافیائى ایران و با داشتن آب و هوایی معتدل و خاكى حاصلخیز و آب ‏كافى زاینده ‏رود از دیرباز به‏ عنوان مكانى براى سكونت، مورد توجه بوده است.احتمالاً از عصر ساسانیان كه سپاهیان (اسپهان) در دشت حاصلخیز اطراف شهر گرد آمدند به این‏ نام خوانده شده است. در سال 19 هجرى اصفهان بدون جنگ و خونریزى و با انعقاد یك صلحنامه به دست سپاهیان اسلام افتاد و جزئى از سرزمین وسیعى شد كه اسلام بر آن حكومت مى‏كرد. در دوره سیصدساله پس از آن، این شهر اغلب دست ‏به‏ دست مى‏شد تا اینكه در قرن چهارم هجرى، در زمان آل ‏زیار و آل ‏بویه، به‏ عنوان پایتخت مورد استفاده قرار گرفت. در قرن پنجم، در دوران سلجوقیان، پایتخت امپراطورى وسیعى شد كه یك مرز آن رود سیحون و مرز دیگرش سواحل شرقى دریاى مدیترانه بود. غارت وحشیانه شهر به دست تیمورلنگ و قتل ‏عام ساكنان آن در سال 789 هجرى، اصفهان رابه وضع اسف‏بارى دچار كرد.
در زمان اولین حكمرانان صفوى در قرن دهم هجرى اصفهان از مراكز مهم تجارت، فرهنگ و صنعت گردید و در اوایل قرن یازدهم (1006 ه) پایتخت شاه ‏عباس از قزوین به اصفهان انتقال یافت و قریب یك قرن ‏و نیم این شهر پایتخت سلسله صفویه بوده، از شهرت جهانى برخوردار شد. پس از هجوم سخت و وحشیانه محمود افغان به اصفهان و قتل‏عام مردم و سرنگونى شاه سلطان حسین صفوى، اصفهان دیگر مركزیت خود را از دست داده، سیر صعودى رونق و آبادانى آن متوقف شد. با روى كارآمدن سلسله قاجاریه و حاكمیت ظل ‏السلطان بر اصفهان، بسیارى از آثار بجا مانده از دوران صفویه به‏دست این حاكم ظالم یا نابود شد و یا به‏ فروش رفت، به‏ طورى كه امروز نام آنها را تنها در میان كتابها مى‏توان یافت.
هم اكنون اصفهان از مراكز مهم صنعتى و تجارى ایران بوده، به دلیل وجود آثار تاریخى و باستانى بسیار و فضاهاى طبیعى فراوان مورد توجه هموطنان و جهانگردان قرار دارد.

 

 

چرا اصفهان را اصفهان می گویند؟

در علت نامگذارى اصفهان وجوه مختلفى گفته‏ اند كه برخى به اساطیر شباهت دارد و پاره‏اى از گفته‏ها هم سند و دلیلى ندارد، مانند قصه سوزانیدن نمرود ابراهیم خلیل را، كه چون به اصفهانیان امر شد كه در سوزانیدن خلیل ‏الله شركت كنند و از قبول آن خوددارى كردند در باره آنها گفته شد: «اسپاه‏آن» یعنى آنها سواران خدایند. یا اینكه اصفهان از بناهاى اصبهان بن فلوج بن سام بن نوح(علیه‏السلام) است و یا در «روضات الجنات» آمده كه اینجا دریا بوده است و سلیمان(علیه‏السلام) به جن فرمان داد كه براى او در محل معروفى بنام گاوخوانى نقبى زدند و زمین آن خشك شد و در دامنه جنوبى آن رود بزرگ زنده‏رود جارى بود تا اینكه سلیمان(علیه‏السلام) با موكب وارد آنجا شد و از آب‏ و هواى آنجا لذت برد و لذا به وزیرش «آصف» به آنجا اشاره كرد و چون به بسیارى از لغات صحبت مى‏كرد به فارسى گفت آصف هان كه هان در فارسى اشاره به جاى نزدیك است و مقصود اینكه زمینى كه مى‏طلبیدم همین است، از این جهت آصف‏هان گفته شده است.
آنچه منطقى بنظر مى‏رسد وجه تسمیه‏اى است كه حمزه اصفهانى اختیار كرده و آن چنین است: لفظ اصبهان و اصفهان و اصفاهان از اسپاهان كه به معنى سپاه‏ها و لشگر است گرفته شده و اسپاه و اسپه نام لشگر است. از اینرو اصفهان را كه مركز سپاه بود. اسپاهان خوانده‏اند و چون مردم اصفهان از زمان كاوه آهنگر به سپاهى‏گرى شهرت داشتند و در دوره ساسانیان براى حمل درفش كاویانى فقط از وجود آن استفاده مى‏كردند و «اساوره»اى كه در بین تازیان شهرت دارد همان سواران برجسته مردم اصفهان هستند و لذا نام اصفهان كه معرب از كلمه اسپاهان است بر این شهر نهاده شده است.

 

مشخصات اقليمي و تقسيمات كشوري

استان اصفهان با مساحت 107027 كيلومتر مربع در مركز كشور واقع شده است كه مركز آن شهر اصفهان است‌. اين‌استان از شمال به سمنان، قم و مركزي و از جنوب به يزد و فارس و از مشرق به خراسان و از مغرب به لرستان، خوزستان، چهارمحال و بختياري و كهكيلويه و بويراحمد محدود مي‌شود. مساحت اين استان تقريباً 6/6 درصد از مساحت كل كشور را تشكيل داده است‌.

براساس آخرين اطلاعات تقسيمات كشوري اين استان داراي 19 شهرستان‌، 42 بخش‌، 79 شهر و 120 دهستان مي‌باشد.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم خرداد 1388ساعت 21:56  توسط s.zamani  | 

مطالب قدیمی‌تر